بدترينِ برادران، کسي است که برايش به رنج افتند. [امام علي عليه السلام]
يه روز خيلي خوش... - روزگار تنـــــهايي
 RSS 
خانه
ايميل
شناسنامه
مديريت وبلاگ
کل بازديد : 8955
بازديد امروز : 4
بازديد ديروز : 8
........ پيوندهاي روزانه........
... فهرست موضوعي يادداشت ها...

............. بايگاني.............
تیر 1385 [2]
مرداد 1385 [4]
شهریور1385 [5]
مهر 1385 [3]
آبان 1385 [4]
آذر 1385 [3]
دي 1385 [5]
بهمن 1385
اسفند 1385 [3]
فروردين 1386 [2]
ارديبهشت 1386
خرداد 1386
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
بهمن 1386
فروردين 1387
ارديبهشت 1387

..........حضور و غياب ..........
يــــاهـو
........... درباره خودم ..........
يه روز خيلي خوش... - روزگار تنـــــهايي
ميلاد پرسا[44]
عاشقي گر ز اين سرو گر ز آن سر است عاقبت ما را بدان سر رهبر است

.......... لوگوي خودم ........
يه روز خيلي خوش... - روزگار تنـــــهايي
.......جستجوي در وبلاگ .......

.......لوگوي دوستان ........


















































......... لينک دوستان ...........
پاييزان
ستاره بانو
گنجشي
عبدالله
رضا ادبي
سعيد (دوست دوران ماندگار)
کامران نجف زاده
آرش شريف زاده عبدي
ماهي ِ ستاره چين
پرشين لاگ جديد
طلسم شدگان

............آواي آشنا............

............. اشتراک.............

نام:

ايميل:

 

............ طراح قالب...........


+ يه روز خيلي خوش...
  • نويسنده : ميلاد پرسا:: 22/6/1385:: 8:49 عصر
  •  


     


    ديشب مي تونم بگم بعد از مدتها بهم خيلي خوش گذشت ...از اون خوش گذشتنهايي که نه فقط تو ظاهر مجبور باشم وانمود کنم خوشم بلکه از اعماق وجودم و يه جايي اون ته ته ها تو دلم احساس خوب و خوشي داشتم.....


    آخه ديشب هم مراسم ازدواج بهترين دوست دوران دانشگاهيم بود و هم اينکه بعد از مدتها بچه هاي دوران دانشگاه دور هم بوديم(حتما مي تونيد تصور بکنيد چه حالي داشتيم) هرچند بعضيا نبودن ولي بازم خيلي خوش گذشت ..... از همه جالب تر مراسم ازدواج تهرانيا بود؟!! و اينکه مجبور بوديم بقول سعيد: چند ساعت مثل آدم حسابيا بشينيم ، حالا ما که هيچي بيچاره حامد که داماد بود و ما مي دونستيم که چقدر براش سخته مثل آدم حسابيا باشه...ولي بهش روحيه مي داديم و مي گفتيم تو مي توني .... تو مي توني....


    حامد هموني که بقول همه بچه ها کلا با دنيا و زندگي راحت راحته و هيچي براش فرقي نميکنه....اونم ازدواج کرد و بقولي از دست رفت


    حساب بکنيد کسي که هميشه کلاساش ، امتحاناش و... يادش ميرفت و مثلا اگه شنبه کلاس داشت دوشنبه مي امد دانشگاه ، اکثرا بايد بهش زنگ مي زديم تا به کلاساش برسه ديشب هم بچه ها ،قبل از اومدن عروس و دوماد به سالن عروسي هي راه به راه بهش sms ميزدن که حامد يادت نره امشب عروسيته ها....


    اين بشر هميشه آدمو غافاگير ميکنه حتي دو مراسم ازدواجش!!! با اون ريش و اون موهاش ...الحق بهش ميمود دومادي.


    بله بلاخره حامد هم از دستمون رفت ولي من هميشه گفتم هنوزم ميگم آدم با حامد باشه گذر زمان رو هيچ وقت احساس نمي کنه و ديشب هم همش ما داشتيم خاطرات خوابگاه و دانشگاه رو با هم مرور ميکرديم و يه بند مي خنديديم....يادش بخير.


    و بقول ياسر : حامد جان وقتي اومدي ما گفتيم : چه گ....ي داره مياد ؟!!! اما وقتي رفتی گفتیم اههههههه عججججججججب گ...ي بودی که رفتی


    به هر حال حامد عزیز و سحر خانوم جشن پیوند زناشویی تان مبارک باد.


    امیدوارم تا همیشه در کنار هم شادو خوش باشید.


    خشوبختی تان آرزوی من و همه دوستان است.()


     


    ميلاد


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------