روا ساختن حاجت‏ها جز با سه چیز راست نیاید ، خرد شمردن آن ، تا بزرگ نماید . پوشیدن آن ، تا آشکار گردد ، و شتاب کردن در آن ، تا گوارا شود . [نهج البلاغه]
بهمن 1385 - روزگار تنـــــهایی
 RSS 
خانه
ایمیل
شناسنامه
مدیریت وبلاگ
کل بازدید : 8602
بازدید امروز : 7
بازدید دیروز : 8
........ پیوندهای روزانه........
... فهرست موضوعی یادداشت ها...

............. بایگانی.............
تیر 1385 [2]
مرداد 1385 [4]
شهریور1385 [5]
مهر 1385 [3]
آبان 1385 [4]
آذر 1385 [3]
دی 1385 [5]
بهمن 1385
اسفند 1385 [3]
فروردین 1386 [2]
اردیبهشت 1386
خرداد 1386
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
بهمن 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387

..........حضور و غیاب ..........
یــــاهـو
........... درباره خودم ..........
بهمن 1385 - روزگار تنـــــهایی
میلاد پرسا[44]
عاشقی گر ز این سرو گر ز آن سر است عاقبت ما را بدان سر رهبر است

.......... لوگوی خودم ........
بهمن 1385 - روزگار تنـــــهایی
.......جستجوی در وبلاگ .......

.......لوگوی دوستان ........


















































......... لینک دوستان ...........
پاییزان
ستاره بانو
گنجشی
عبدالله
رضا ادبی
سعید (دوست دوران ماندگار)
کامران نجف زاده
آرش شریف زاده عبدی
ماهی ِ ستاره چین
پرشین لاگ جدید
طلسم شدگان

............آوای آشنا............

............. اشتراک.............

نام:

ایمیل:

 

............ طراح قالب...........


+ همینی که هست ...
  • نویسنده : میلاد پرسا:: 21/11/1385:: 1:6 صبح
  •  


    ساعت 9.30 صبح


    کاغذ سفید و یک قلم


    یاد تو و من و شب های بی اَلم


    آنی دلم هوای تو می کند به سر


    سر بر در ِ دل تو می نهد دلم


     


    دیگر مجال ماندن و ایستادنم


    نبود!!


    در جستجوی چاره ای اما چه سود!!


    تنها عدد هاست که درخیال من


    می چرخد به دور سرم


    همچو پروانه به دور شمع  


     


    شش با دو و پنج و دوتا نه سپس


    این سه که می شود دوباره


    به شش ختم و باز هم


    این دور دور تسلسل اعداد هست و بس!!


     


    اما چه فایده که دگر جراتش نبود


    باید بسوزم و شاید که از پی اش


    ساختنم شود نصیب


     


    ساعت 10 است و من هنوز


    کاغذ سفید و قلم به دست


    گویا تمام واژگان دلم خشک گشته اند


    هچون کویر گشته اند!!


     


    دیگر دلم برا تو نه


    حتی  


    برای خودم تنگ نمی شود !!


    چون مرده مگر زنده می شود؟!


     


    ساعت ده و چهل و پنج دقیقه شد


    این شد همه ء نوشته و


    راز درون و حرف دلم !!


    شاید فقط تو بفهمی


    چه گفته ام!!


     


    (میلاد)


     


     


     


     


    نمی دونم چرا مدتیه حس نوشتن نیست حتی نوشتن نظری برای دوستی! شاید دوست نداشتم پست قبلی جایگزینی داشته باشه تا نتیجه بگیرم!! به خیلی از وبلاگا سرک کشیدم اما نتونستم نظر بدم و حتی یه موقع به ذهنم رسید که دیگه وب نویسی رو تو همین حال رها کنم ، اما فقط یه دوست باعث شد که فعلا این کار رو به تعویق بندازم  شاید...


    قرار بود پنجشنبه تهران باشم و عده ای از دوستان رو ملاقات کنم اما خب بخاطر مثلا آینده بهتر! ناچار شدم نرم. همینجا از همگی پوزش می خوام هرچند تلفنی از امید عذر خواهی کردم.


    دیگه اینکه خیلی چیز دارم که بگم اما نمیشه یکم بخاطر ملاحظات شخصی که خاک بر سر هرچی ملاحظه شخصیه ، یکم هم بخاطر مسائل و حواشی وبلاگی ، یکم بخاطر دیگران و همینجور... البته شاید فکر کنین که همش یکی شد اما نه خوب نگاه کنی خیلی فرق با هم دارن.


     


    تو پست قبلی وبلاگی معرفی نکردم اما حالا معرفی میکنم.وبلاگ دیگری که خوب و زیبا مینویسه وبلاگ عادی (مسیح)http://aaddee.blogsky.com  است .


     


    در ضمن به همه کسانی که از طریق ایمیل و آی دیه milad581@yahoo.com با من در ارتباط بودند اطلاع می دم که این آی دی هک شده و من از دو سه روز پیش تا حالا از طریق این آی دی هیچ پی ام و ایمیلی برای کسی نفرستادم ، و فعلا این آدرس یاهو آی دی منه milad_p80   و در حال حاضر از این طریق قابل دسترسیم.


     


    یا حق


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------