
















































نام: | |
ايميل: | |
شکوه از دور فلک نزد هويدا ببرم
داد و بيداد کشم داد ز دنيا ببرم
مي زنم جار به عالم که شدم شهره شهر
عشق را شرح دهم تا که تماشا ببرم*
ساقيا جام جمم ده که بنوشم مي ناب
کيف عالم که من از ساغر مينا ببرم
اين همه فال و تفال که زدم در ره عشق
همه با يک نگه چشم تو حاشا ببرم
صحبت عشق و دهان من ناچيز کجا
همه الطاف الهي است که از گنبد خضرا ببرم
از غم عشق تو چون شمع بسوزم نم نم
موج اشکي که من از ديده به دريا ببرم
دلبرا اين دل و اين خانه سراي تو بود
دل بي صاحب اگر هست به صحرا ببرم
بنگر حال نزار من زار و غمگين
اين همه بار غم عشق که تنها ببرم
(ميلاد - 30/1/87)
* اين مصرع دو جوره که بعلت برخي دلايل شخصي اين يکي رو نوشتم .