بخشنده نادان نزد خدا از پارساي بخيل، محبوب تر است. [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
جادوي سکوت ... - روزگار تنـــــهايي
 RSS 
خانه
ايميل
شناسنامه
مديريت وبلاگ
کل بازديد : 8953
بازديد امروز : 2
بازديد ديروز : 8
........ پيوندهاي روزانه........
... فهرست موضوعي يادداشت ها...

............. بايگاني.............
تیر 1385 [2]
مرداد 1385 [4]
شهریور1385 [5]
مهر 1385 [3]
آبان 1385 [4]
آذر 1385 [3]
دي 1385 [5]
بهمن 1385
اسفند 1385 [3]
فروردين 1386 [2]
ارديبهشت 1386
خرداد 1386
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
بهمن 1386
فروردين 1387
ارديبهشت 1387

..........حضور و غياب ..........
يــــاهـو
........... درباره خودم ..........
جادوي سکوت ... - روزگار تنـــــهايي
ميلاد پرسا[44]
عاشقي گر ز اين سرو گر ز آن سر است عاقبت ما را بدان سر رهبر است

.......... لوگوي خودم ........
جادوي سکوت ... - روزگار تنـــــهايي
.......جستجوي در وبلاگ .......

.......لوگوي دوستان ........


















































......... لينک دوستان ...........
پاييزان
ستاره بانو
گنجشي
عبدالله
رضا ادبي
سعيد (دوست دوران ماندگار)
کامران نجف زاده
آرش شريف زاده عبدي
ماهي ِ ستاره چين
پرشين لاگ جديد
طلسم شدگان

............آواي آشنا............

............. اشتراک.............

نام:

ايميل:

 

............ طراح قالب...........


+ جادوي سکوت ...
  • نويسنده : ميلاد پرسا:: 1/8/1385:: 2:44 عصر
  •  


    من سکوت خويش را گم کرده ام!


    لاجرم در اين هياهو گم شدم


    من ، که خود افسانه مي پرداختم ،


    عاقبت افسانهء مردم شدم!


     


     


     


    اي سکوت اي مادر فرياد ها ،


    ساز جانم از تو پر آوازه بود ،


    تا در آغوش تو ، راهي داشتم ،


    چون شراب کهنه ، شعرم تازه بود.


     


      


    در پناهت برگ و بار من شکفت


    تو مرا بردي به شهر ياد ها


    من نديدم خوشتر از جادوي تو


    اي سکوت ، اي مادر فرياد ها!


     


     



    گم شدم در اين هياهو ، گم شدم


    تو کجايي تا بگيري داد من؟


    گر سکوت خويش را مي داشتم


    زندگي پر بود از فرياد من!


     


    (استاد فريدون مشيري)


     



    چقدر شباهت احساس ميکنم بين خودم ، دنيا و خيلي چيزاي ديگه با اين عکسه...


     


    واقعا گاهي سکوت خودش مادر فرياد هاست.....وقتي که تو سکوت ميکني و وقتي من سکوت ميکنم .....و فقط نفس هست که اين وسط عرض اندام ميکنه و فقط صداي نفسه که خودشو مثل شلاقي محکم بر تارک زمان ميزنه و گذشته رو مثل گرد و خاک به هوا پراکنده ميکنه .....


    يا وقتي که من مي خوام يه چيزي بگم و قدرتي توي زبون و لبام نيست که بتونم حتي بگم سلام...


    يا وقتي که بدونه اينکه ببيني ولي متوجه ميشي و هيچي نمي گي .....


    نتونستم رو حرفم و رو قولي که به خودم دادم مثل هزاران قول ديگه باشم.....


    فقط مي خوام يه اعتراف کنم ؛ ديگه واقعا پيش خودم هم شرمنده ام و خجالت ميکشم ...


     


    ديروز به توبه اي شکستم ساغر


    امروز به ساغري شکستم توبه


     


     


    يا حق


    ميلاد


    نظرات شما ()
    ---------------------------------------------------